
تحمل تنهايي بهتر از گدايي محبت است
از شاخه اگر نچینمت می میرم
ای عادت چشم های بی حوصله ام
یک روز اگر نبینمت می میرم.
تقدیم به آنکه دارمش دوست
تقدیم به آن که قلبم از اوست
اگر مهتاب از تن بر کند پوست
جدا هرگز نگردد یادم از دوست
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد
مرغ امید من از شدت غم می میرد
دل به رویای خوش خاطره ها می بندم
باز هم خاطره ها دست مرا می گیرد.
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است
قدر یک شب هم شده از آن پرستاری کنید
آن قدر در کشتی عشقت نشینم روز و شب
یا به عشقم می رسم، یا غرق دریا می شوم
روزی که دلم پیش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است آن که گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد
اینجا آسمان ابریست
آنجا را نمی دانم
اینجا شده پاییز
آنجا را نمی دانم
اینجا فقط رنگ است
آنجا را نمی دانم
اینجا دلی تنگ است
آنجا را نمی دانم
زرداست که لبریزحقایق شده است
تلخ است که با باد موافق شده است
عاشق نشدی و گر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
کنار آشیانه تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سؤال می کند به خاطر چه زنده ای؟
و من برا ی زندگی، تو را بهانه می کنم
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت
هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت
چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت!
سلام
سال ۸۷ بر همه دوستان عزیزم مبارک باد دوستان
گلم در سال جدید بهترین ها رو برای یکا یک شما
ارزومندم و امید وارم موفق و موید باشید .
دوستدار شما محسن